هر که می خواهد باشد باشد

می گذارم زنگ بخورد ، هر که می خواهد باشد باشد ، فرض را بر این می گذارم که سایلنت است ، یا رفته ام حمام ، یا فرض را بر این می گذارم که موبایل اختراع نشده هنوز ! کلمه کم نمی آورم ، ننه من غریب از نگنجیدن احساس در قالب کلمه نیستم ، کلمه ها به قدر کفایت اند اگر بدانی کدامشان را به کدامیک بیامیزی و به کدام حس و هوا ربطش بدهی ، منتها مشکل اینجاست که هیچ کس زبان مادری خودش را بلد نیست ! این بغض لاکردار بی دلیل سمج مثل میگرن ، مثل تیک عصبی ، مثل تیر کشیدن ، مثل رگ به رگ شدن ، مثل هر چیزی که می گیرد و ول می کند ، می گیرد و ول میکند ! باران به شیشه می زند و از بس شب است دلم می گیرد . گوشی زنگ می خورد و از بس بی حرفی و کژفهمی و سوال و جواب و من خوبم تو چطوری پشت خط است ، حالا هر که می خواهد باشد ، کلافه می شوم . یخ دلم مسیر زیر صفر را می گیرد و می رود و می رود و ... ،  یخ بغضم اما آب می شود ، آب می برد ام به خواب ، خواب می بینم یک نفر استثنائا به زبان مادری من و خودش آشناست و اتفاقا سر راه من سبز می شود !  

/ 12 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا کشمیری

زبان مادری مگر چه ویژگی هایی دارد که بتواند علاج این کلافگی های روزمره بشود.؟

الهه

زندگی شاید آن لحظه ی مسدودی است که نگاه من در نی نی چشمان تو خود را ویران می سازد و در این حسی است که من آن را با ادراک ماه و دریافت ظلمت خواهم آمیخت در اتاقی که به اندازه ی یک تنهایی است دل من که به اندازه ی یک عشق است به بهانه های ساده ی خوشبختی خود می نگرد سلام با یه شعر کوتاه منتظر حضور گرمت هستم

گندم

قلمت سبز...ممنون که با حضورت در خلوتم باعث شدی من با قلمت آشنا بشم...با سلام.[گل]

میری

سلام و گقتم روزه خوری در ملا عام شلاق داره نخور! گفت روزگار ما رو تازیانه زده!...و حالا دلم می خواد بهش بگم اگه تو تازیانه خوردی چرا گریه های وقت و بی وقتش مال منه؟....چرا بغض های شبونش مال منه؟...آخ که چقدر خسته ام...خسته از این همه بودن... این بالا حسمو بعد از خوندن نوشتم...نمی دونم چرا این حس بهم دست داد...واقعا نمی دونم پایا باشید

محیا

کاش رویای خوابها حقیقی بود اما امروز ، هیچ کس به زبان دیگری صحبت نمی کند . حرف زدن هامان شده مثل اثر انگشت دستمان که فقط و فقط مخصوص به خودمان است و هیچ مشابهی در هیچ کجای دنیا ندارد .

اسماعیل

دلتگی بهانه ای برای بودن حتی در حیال... زیبا بود.[گل]

اسماعیل

دلتگی بهانه ای برای بودن حتی در حیال... زیبا بود.[گل]

MaedeH

اگر فقط خوابش را دید !

یگانه

منتها مشکل اینجاست که هیچ کس زبان مادری خودش را بلد نیست ! ... خوب گفتید!