باران به سلیقه ی خودش می بارد

پله پله قطره ها را پاورچین می آید پایین، دست می کشد روی داغ دلم داغ ترش می کند، باران به سلیقه ی خودش می بارد، اینجوری که: عشقش که کشید خدا را می نشاند روی دوشش و می بارد و می آید و یکی یک خدا بهمان هدیه می کند، یکی یک نفس خنک عاشقانه؛ عشقش هم که نکشید بست می نشیند پشت ابرها و درها را روی خودش می بندد و ما را بی باران رها می کند به امید خدایی که در فعلا دسترس نیست!


/ 8 نظر / 4 بازدید
مهرزاد

دوست عزیز سلام از وبلاگ زیبایتان دیدن کردم. مطالب جالبی در آن قرار داده بودید. اگر موافق باشید قصد تبادل لینک دارم. اگر موافق بویدی به من اطلاع دهید و ممنون.

الهه

حالا سلیقه ی باران این روزا چه جوریه؟!

فشندستان

زيبا بعضي ها مثل اين اوليه همچين مينويسن قصد تبادل لينك داريم كه انگار قصد دادن ويزا آمريكا رو دارند

عاطفه

سلام ما یه پسر کوچولوی شیطون و البته کمی تا قسمتی بی ادب تو فامیلمون داریم یه روز گفت می دونید چه طور بارون میاد خدا یه شیشه نوشابه رو پر از آب کرده سر نمکپاش رو بسته سرش داره آب می پاشه! همین باعث شد کمی از بی ادبی هاش یادم بره

ا.

سلام چه جالب...شما هم به این نتیجه رسیدید خدا در دسترس نیست!البته من گمون می کردم فیلتر شده! می دونید به این نتیجه رسیدم که همه ی اونایی که به دل اعتقاد دارن یه جورایی بارونو دوست دارن...برام این حس مشترک بین این همه آدم جالبه! سربلند و آزاد مانید[گل]

امید

سلام امیدوارم خسته نباشید خوشحال میشم به وبلاگم سر بزنید [گل]