سور به حسن کچل

همیشه همه تان شنیده اید که فلانی صبح ها تا لنگ ظهر خواب است ، کار من به جایی کشیده که ظهرها تا لنگ بعد از ظهر خوابم ! مامان می گوید رسم است همه ی تنبل ها از قدیم فقط می خورند و می خوابند ، تو فقط می خوابی ! پس سور زده ام به حسن کچل و امثالش !

پ.ن : یه کاری که پا بده آدم بیفته تو جریان زندگی سراغ ندارید ؟

/ 3 نظر / 5 بازدید
صادق

من میخوام برم تو شرکت مترو به عنوان مسافر استخدام شم اگه میای تو هم بیا !

محيا

آخ مهدیه جون ، اگه چیزی ، کاری ، انگیزه ای پیدا کردی که یهو ناغافل ، چنان بندازتت تو زندگی که هرچقدر هم تلاش کنی نتونی بیای بیرون ، پیدا کردی حتماً به من هم ندایی بده ، خسته شده ام از این یک سال و نیم لنگ در هوا ماندن بی آنکه روزنه ای از امید را ببینم.