باورت نمی شود برنده شده ای

نمی شود تو جای من تاس بریزی من جای تو ؟ کلافه ام از بس یک و دو آمد هر بار که ریختم این تاس های آدم فروش را ! نمی شود ناگهان دچار یک جور مهربانی اسطوره ای شوی و از قصد ببازی ؟ لجم گرفته از شمردن جفت شیش های بی ردخورت ! نمی شود اصلا بازی نکنیم ؟ فرصتی نمانده است ، بیا همدیگر را بغل کنیم ، فردا یا من تو را خواهم کشت ، یا تو چاقویت را در آب خواهی شست ! تو برای خودت بدو بدو می روی می رسی آخر خط ، من مارس و مات نگاهت می کنم ، تو باورت نمی شود برنده شده ای ، هنوز هم می دوی ، همان جایی که هستی بایست ، من قرار نیست برسم ، من پذیرفته ام که تو را جدا سرشته اند مرا جدا ، آهای... با توام... کجا را می خواهی بگیری ؟!

/ 5 نظر / 4 بازدید
من یه نفر

قردا نه! فردا. اشتباه تایپی، درستش کن.

سیندخت

حالا صدای او به خودش هم نمی رسد از بس که بغض توی گلویش چپانده ای...

hotblueX

خوشگل بود ... بی اندازه [گل] و البته گاهی بردن عین باختن است

ح مث حسی ن ...

سلام آبجی حداقل می گفتی آپ کردی؟ منم یکی ساختم ... منتظرما