دنیای صورتی

این اولین باری ست که اول عنوان مطلب را تایپ می کنم بعد Tab را می زنم می آیم خود مطلب را می نویسم ! اولین باری ست که یک چیزی سر هم نمی کنم و بعد بنشینم یک عالمه فکر کنم که تازه اسمش را چی بگذارم ، تو هم کمکم می کردی قبلا . روی دنیایم دو سه روزی ست که اسم گذاشته ام ، دنیای صورتی جای آدم های واقعی نیست ، دنیای صورتی روی ابرهای صورتی ست ، توضیح بیشتری نمی دهم ، همین الان کلی نوشتم و نوشتم ، توضیح دادم و توصیف کردم ، بعد پاک کردم و پاک کردم تا رسیدم دوباره به همین جا ، راستش فکر کردم بگویم که چی؟ شما که نمی فهمید به هر حال

/ 4 نظر / 4 بازدید
حسن کچل

خوبه ، عنصر عشق رو کمرنگ کردی . دست کم مثل سابق رو نیست . حالا خدا رو حذف کن . خدا در شعر و ادبیات زور چپون کردن معصومیت و مظلومیت و پاکی و لطافته . ولی در کل چون خدایی وجود نداره خیلی مصنوعی و لوس میشه . اگه روی اعصابتم بی رودبایستی بگو دیگه نیام اینجا. قربانت

دختر مردم

لیلای شعر ها دارم پرواز می کنم الانه که اینجا رسیده ام دلم برای شما تنگ و آینه ها سنگ شده است لیلای شعرها، کمی امان بده از هزار رنگی باران و ابر دلم گرفت بجهنم که کوچه شما خیس است...

ununoctium

من وقتی یکی دوستم داره یا یکیو دوست دارم یا یه دوست تازه پیدا می کنم دنیام صورتی می شه!