پروانه ها خیری ندیده اند

گم کرده ام خودم را که بی خیریِ پیدا بودنم را ثابت کنم به خودم، که کردم! بی پشت، بی پناه آفریده شده ایم، قبول، کاشکی بی نیاز به پشت، بی نیاز به پناه هم آفریده می شدیم! دیروز ما به آغاز عالم رسیدیم، تو رسیدی، من خیال کردم صبح شده، تو خیالم را صحه گذاشتی، بارها؛ و من درست وقتی که به تنها چیزی که فکر نمی کردم پروانه بود، پروانه شدم! پروانه نمی خواستی، قبول، پروانه سوزی در مرام گرگ هم نبود منتها، که جرم بره دریدن سبک تر از پروانه سوزی ست. امروز ما به آغاز عالم می رسیم دوباره، عالمی که گرگ هاش به هر جرمی وارد اند، پروانه هاش خیری ندیده اند، گم بودن حُسن است، و صبح سرابی ست، که زیر سر بی خوابی ست!

 

 

پ.ن: فردا از کنار هم می گذریم و می گوییم: این غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود!

/ 5 نظر / 4 بازدید
موبایل رایگان

سلام موبایل رایگان می خوای سریع بیا مدل گوشیتو انتخاب می کنی بعد یه هفته تحویل می گیری برای اطلاعات بیشتر به وبلاگم سر بزنید

الهه

کاش بی نیاز بودیم از هرچه نیاز... پست قبلی قبلا پی نوشت نداشت؟!![نگران]

فشندستان

بسيار زيبا مخصوصا خط سوم و پي نوشت و سراب صبح باركلا

وهمن

فقط بفهم خدایی را که بکراست و تو نمی بینیش.بکر.تازه است.فقط تو لمسش می کنی نه مسلمانی و نه هندویی.چرا خدا را سایه کردی و به شعور گرگ توهین؟ به راستی چه کسی گناهکار است؟ بی پناهی و زیبایی تحریک کننده پروانه ، پنجه بی گناه و درنه گرگ یا بیخوابی ؟ نوشتم خواستم بدونم به نظر شما استعداد نویسنده شدن رو دارم؟

Ashke Mahtab

اين روزها هرچيزي رو بايد انتظار داشت.پروانه سوزي و بره دريدن نداره. تنها چيزي كه باقي ميمونه يه حس گنگه كه شايد براي همشه با ما ميمونه. تقريبا تموم پست هاي اين صفحه تون روخوندم.يه جوري مينويسيد.منظورم بد بودن ني.منظورم سبك خاص نوشته تونه.خيلي قشنگه البته يكم هم گنگ.حرف هاي زيادي داريد در پشت اين نوشته ها. با خوندن نوشته هاتون دلم برا نوشتن تنگ شده.ميخوام بعد مدتها دست به قلم ببرم.به منم يه سري بزنيد.