جمعه با طعم زیتون

روی دیوار هر کسی یادگاری می نویسم جا خالی می دهد ! جمعه است ، جمعه ای با طعم زیتون ، جمعه ای با طعم لوبیا پلو با زیتون پرورده !

/ 7 نظر / 4 بازدید
رضا

. چاره اش اینه : 1- قلمت رو روی دیوار دیگران خرج نکن. 2- برای بک گراند کامپیوترت هم یه دونه قفل کتابی حسابی بگیر و قفلش کن و کلیدشم بنداز گردنت.. 3- جمعه ها رو هم رژیم بگیر، که طعم گرسنگی بدن.. .

سرگیجه ها

سلام می توانی دلت را خوش کنی که بک گراندت هست اینکه شهامتش را نداشته باشی که حتی بک گراندت هم بگذاریش و او حتی یک بار هم روی کسی را به محبت نگاه نکرده باشد.... تقابل سختی است قبول کن سخت تر از ان است که گفتی همین!

محیا

چه جمعه ی خوش طعمی . منم دلم خواست.

میم

دوتا کفتر شایدم کبوتر، درست روی درخت روبری این پنجره دارن باهم بق بقو میکنن... کبوتر اولی به کبوتر دومی: بگ بگ بگو بگ بگ بگو... کبوتر دومی به کفتر اولی: اون برگ زیتون رو از تو منقارت در آر تا بفمم چی بق بقو می کنی.. کبوتر اولی : نمیشه، این برگ زیتون پرورده که نیست این برگ زیتون صلحه، فمیدی؟ کبوتر دومی به کفتر اولی: خب بجهنم، الانه هر جوری که میخوای بق بق کن. اول به دومی یعنی همون کبوتره، این شازده دختر بازه با دست گچ گرفته، این پایین پنجره داره گوش میکنه؟ نه مگه نمی بینی از فرط بیکاری داره با اون دست شکسته، رو دیوار مردم یادگاری می نویسه... کفتر دومی: خب آخه امروز جمعه است باطعم لوبیا و زیتون...

یه غریبه

تا حالا کسی بهت گفته فکر میکنی خیلی آدم فهمیده و با شعوری هستی ولی در عین حال یه موجود بدبختی که پشت یه حصار مزخرف از ادعا و آدمیت خودتو قایم کردی؟؟ میدونی حتی اگر یه روزی یه نوشته ی خوب هم اینجا بخونم که واقعا عالی باشه ژیش خودم میگم نه بابا این پسره مال این حرفها نیست کپی میکنه....اضافه میکنه...پیش خودش افتخارم میکنه!پسر جوون...یا بهتر بگم بچه جون با این ور اون ور رفتن و شر ورر گفتن به این و اون نه تنها شخصیت پیدا نمیکنی که شدیدا هم خودتو از شخصیت میندازی شاید هم این حرفها برات مهم نباشه بالاخره هر انسانی شخصیتی داره احتمال داره اصلا لذت هم ببری که یه نفر از بیرون به رفتارات نگاه کنه و انقدر حالشو به هم بزنی که بیاد این حرفهارو بهت بزنه. در هر صورت که فکر کنم اون استفراغی که میگی شامل خودت باشه چون هر کسی حتی که بار نظراتتونو میخونه دلش میخواد روی تو و همه ی نوشته هات استفراغ کنه...سعی کن خواننده هات لز اینجا اومدن لذت ببرن اما اگر برای دل خودت مینویسی که یه جای عمومی نباید بنویسی میتونی یه دفتر بخری اونجا بنویسی اما اگر اینجا مینویسی یاد بگیر در حد افرادی که از این مجموعه استفاده میکنن شخصیت داشته باشی.

یه غریبه

[قهقهه][قهقهه][قهقهه] جیگر داشته باش با هویت زر بزن مستقیم بدون واسطه. دلم برات می سوزه بخدا.

یه غریبه!

مهدیه خانم واقعا شرمنده هستم این کامنتی که میبینید از طرف آقای م.ح.عرفانیان سند نمیشه این بچه ی 26 ساله و نادون که فکر میکنه به آی پی زدن کشف کرده که کامنتهای انتقادی وبلاگشونو شما سند میکنید کامنت بنده رو براتون کپی پیست کرده واقعا متاسفام اگر همچین موجود بدبختی نسبت فامیلی باهاتون داره و ازتون عذرخواهی میکنم اگر بخاطر کامنت من حرفی بهتون زده شده باشه! دعا برای شفای یه موجود بیچاره تنها کاری هست که از دستم بر میاد...همیشه هم نوشته هاتونو میخونم به اراجیف این آدمها گوش ندید بالاخره تا گیاه هرز نباشه ارزش گل و عطر بوش هم معلوم نمیشه! ایشونم اگر هنر کردن میتونن هویت منو توسط نرم افزارهای پیشرفته کامپوتریشون کشف کنن....امیدوارم از خجالتتون در اومده باشم مهدیه خانم اگر خواسته و ناخواسته تو جریانی که شاید خبرم نداشتید قرار گرفته باشید و ببخشید برای این چند روز تاخیر خوب آدمها مثل یه دسته بچه که صبح تا شبشون به وقت گذرانی و تیکه پروونی توی نت میپردازن وقتشون آزاد نیستفگرچه اگر غیر این بود شکی نبود که این مملکت الان آباد میشد اما وقتی جوونش فقط سرش تو پایین تنه ملت باشه آخرش همین میشه که میبینید!...آرزوی موفقیت[گل