نوستالژی های سال ها بعد... (برف روی خط استوا)

دست ها روی طاقچه، چشم ها در کشو

دست ها روی طاقچه، چشم ها در کشو... هیچ کدام به کارتان نمی آیند دیگر! هر دو از حدقه و از کتف کنده شده اند!

غذا خوردن، تایپ کردن، برداشتن و گذاشتن اشیا، رانندگی کردن، حمام کردن، و تمام این ها کار دست هاست، نه کار دست ها!! کار دست ها فقط نوازش است، و گرفتن دست های تو حتی در مسیرهای کوتاه تر از یک متر!

فیلم دیدن، چیز خواندن، گریه کردن، باز و بسته شدن به وقت خواب و بیداری، و تمام این ها کار چشم هاست، نه کار چشم ها!! کار چشم ها فقط زل زدن توی چشم های توست، آنجا که بی صدا می شود چه چیزها که نگفت!...

و حالا دست ها روی طاقچه، چشم ها در کشو...

   + مهدیه لطیفی ; ۳:۱۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۳ فروردین ۱۳٩٤