نوستالژی های سال ها بعد!...

راستگویی حول محور توهم

آدم ها خیال می کنند صدایشان کف از همه می برد و آلبوم هاشان چنان مثل توپ می ترکاند که نگو و نپرس . آدم ها خیال می کنند نقد های بی نمک و بی اساسشان درست و منصفانه است ، بی آنکه اصلا چیزی که نقدش می کنند را فهمیده باشند ! یا جفت پاهایشان را می کنند توی یک لنگه کفش تا عقایدشان را با انواع آب ها و تاب ها و چاشنی ها و پیازداغ ها آغشته کنند و فرویش کنند توی سر هر که شنونده شان باشد . آدم ها با اعتماد به نفسی عجیب و ماورایی خیال می کنند خیلی خوشگلند ، آدم ها خیال می کنند همه ی دور و بری هاشان پرپرشان اند ، آدم ها خیال می کنند با همه ی مشاهیر کشور یک جورهایی آشنا یا دوستند ، و اصلا هم نمی ترسند که نکند شما اتفاقا آن شهره را بشناسید و بفهمید که این آقا با آن آقا ، یا این خانم با آن خانم ، یا این آقا با آن خانم ، یا این خانم با آن آقا ، هیچ هم دوست نیستند ! آدم ها توی توهم زندگی می کنند ، آدم ها چیزی اند که ما می بینیم؟ یا چیزی که خودشان سعی می کنند به ما و خودشان تلقین کنند؟ با این همه کسی دروغ نمی گوید ، یا بهتر بگویم ، دروغ عنصری است کاربردی برای ماست مالی کردن ، نه برای داوطلبانه تعریف کردن !! پس همه راست می گویند اما ، همه حول محور توهم راست می گویند !

   + مهدیه لطیفی ; ۳:٠٩ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸٧