نوستالژی های سال ها بعد... (برف روی خط استوا)

اکسپرسیونیسم ِ تلنبار شده در من

اکسپرسیونیسم عجیبی در من تلنبار شده است، که هیچ سنخیتی با این خانه ی تا به این حد مرتب و مادرانه چیده شده ندارد! اکسپرسیونیسم شدیدی در من تلنبار شده است، که هیچ صنمی با این لبخندهای مصنوعی و ناگزیر در روابط احتماعی و متمدنانه ندارد! اکسپرسیونیسم ِ به سختی کنترل شده ای در من تلنبار شده است، که بدتر از همه هیچ ربطی به چهره و ظاهر آرام و مهربان و ساده ی خودم _البته آنطور که دیگران همیشه می گویند و حتی در این عکس کنار صفحه هم مشهود است_ ندارد!... دلم می خواهد خودم را فریاد بزنم! فریاد نه، هواااار...! دلم می خواهد با لبه های کاردک، نه؛ با لبه های تیز شیشه شکسته نقاشی کنم روی در و دیوار! دلم می خواهد بزنم همه جا را به گند بکشم، دلم می خواهد هفته ها، ماه ها، خودم را هوار بزنم... تا بعدها دوباره بلکه بتوانم لبخند بزنم، تا بعدها دوباره شاید از این رنگ های غلیظ و دیوانه وار به صورتی و لیموییِ سیندرلایی برسم، و دوباره در رویاهای دخترانه ام ببینم که با اسب سفید از راه میرسی و عاشقم می شوی!... حالا اما نه؛ حالا همه ام اکسپرسیونیسم تلنبار شده ای ست، که در کابوس هایم ونسان ونگوگ و ادوارد مونک و ژرژ روئو و امیل نولده از گور می خیزند و به ریش زندگی های احمقانه و مبتذل و منفعلِ همه مان می خندند و برایشان خیلی هم بدیهی ست که تو عاشق نمی شوی!... اصلا چرا بشوی؟ بشوی که چه کار کنی؟!... بدیهیات می گویند زندگی های اکثر ما همین خانه های مادرانه چیده شده است با دیوارهای تا همیشه سفید و استخوانی و کرم و بی قاب و یا نهایتا با یک قاب "و ان یکاد الذین..."، و لامپ های کم مصرف با نور سفید و غمزده و دوزار درآمد و عشق هایی که به کشک و بوته ی کلم و دلزدگی ختم می شوند و ازدواج های مزخرف در تالارهای جدا جدا و شب ها جلوی تلویزیون های آشغال ولو شدن و عادت کردن و دیگر همدیگر را ندیدن و برای غافلگیری هم دیگر هیچ کاری نکردن و مُردن...! جسارت می خواهد دیوارها را رنگ دیگری زدن، جسارت می خواهد پیدا کردن راه بهتری به جز جلوی تلویزیون های آشغال ولو شدن، جسارت می خواهد زندگی کردن و عاشق شدن... که نه من دارم و نه تو، که نه آنها دارند و نه شما و نه ما و نه دیگران... اینجا شهر افسردگی و لبخندهای فرمالیته و هیجاناتِ کنترل شده و دیوارهای سفید و کرم است...!

   + مهدیه لطیفی ; ۳:٥٥ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۱ امرداد ۱۳٩۳