نوستالژی های سال ها بعد!...

اکسیژن هوا کم است

اکسیژن هوا کم است ! همینجوری دروغ و مزخرفات فاحش است که درل می کنیم توی ذهن مستعد دختر بچه هایی که بالقوه استعداد مومنه شدن دارند و پسر بچه هایی که بالفطره میل به مالکیت تام و بد دلی !‌ عقل هایمان را درسته گذاشته ایم روی هم و دو دستی تحویل شاه اسمائیل و شاه عباس قصه ها داده ایم ! فلز می پرستیم ، مقوا ماچ می کنیم ، دعا فوت می کنیم توی آب ، لب می گزیم و پارچه پیچ زندگی می کنیم و از خدا می ترسیم و پرده ها را می کشیم تا مرد را ، باران را ، آسمان را ، خدا را نبینیم ! همدیگر را می زنیم لت و پار می کنیم و ابن ملجم را لعنت می کنیم و نمی دانیم علی را خدا برد ! صدای شیون و گریه از خودمان در می آوریم و پول دار می شویم و مادر بزرگ ها را تشویق به دوختن بک وجب چادر گل دار می کنیم تا مروارید شویم و توی صدف چهار دیواری تنگ و بی خورشیدمان ، بی دانستن حتی یک حرف از عشق ، دسته دسته دختر باکره تحویل مردها بدهیم و خیال کنیم شاخ غول شکسته ایم و دسته دسته مرد به معراج بفرستیم ! دست آخر هم با دست پر به خدمت آقایان نکیر و منکر برسیم و بگوییم زمین ، مهد عبادت به سبک عرب بود و ما مفتخریم که اسامی دلایل خلقت کهکشان و کبریا را به ترتیب حفظیم ، بهشت از کدام طرف است ؟ بگویید شفاعتمان کنند !

   + مهدیه لطیفی ; ٦:٤٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٠ مهر ۱۳۸٦