نوستالژی های سال ها بعد... (برف روی خط استوا)

آدریانا زیباتر بود یا ژان؟

آدریانا زیباتر بود یا ژان؟ این ها که در تاریخ مانده اند و دیگرانی را نیز با خود به تاریخ افزوده اند، این مودیلیانی هایی که آدریانا ها و ژان ها یی که تنها زیبا بودند و نه هنرمند را، به تاریخ هنر افزوده اند، این ها خودشان مهم ترند یا معشوقه هایشان!؟ برای زن بودن زیبا بودن کافی ست، و برای مرد بودن عاشق بودن! و هر گاه این دو با هم جا به جا شوند قانون طبیعت، حتی قانون هنر، به هم ریخته است! برای زن بودن، زیبا بودن و دلربا بودن و اغوا کننده بودن و احمق بودن (البته در عین سیاستمدار بودن) کاملا کافی ست! باور کنید کاملا کافی ست! آدریانا ها و ژان ها اگر عاشق مودیلیانی ها بودند هیچ کدام در تاریخ نمانده بودند! باور کنید اگر برعکس بود اسم هیچ کدامشان را هم نشنیده بودید! من اگر پسری داشته باشم ستودن زنانگی و بوسیدن دست زنان را یادش می دهم و اگر دختری داشته باشم، نمی گذارم کتاب بخواند، نمی گذارم هیچ چیز بداند، می گذارم روزی 24 ساعت به زیبایی اش بنازد و به هیچ چیز دیگری فکر نکند، بی شک خوشبخت خواهد شد!... کدام زن ِ مانده در هنر و تاریخ را می شناسید که کسی دیوانه وار دوستش داشته بوده باشد!؟ ویرحینیا با سنگ هایی در جیب هایش، در اوج افسردگی پا به برکه گذاشت، مودیلیانی را اما کُشتند! و فریدا را اگر کسی دوست داشت، سال ها جنگید... آن قدر جنگید...، آن قدر جنگید...، آن قدر جنگید... نه که مفت مفت امپراطوری کرده باشد مثل ژان ها و آدریانا ها! فروغ خودکشی کرد، و ثریا مفت مفت در شعرهای شهریار ماندنی شد!

   + مهدیه لطیفی ; ٥:۱٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۳ دی ۱۳٩٢