نوستالژی های سال ها بعد... (برف روی خط استوا)

حلول روح نوسترآداموس در تن تو

Dexter بهترین انتخاب ممکن است، هیچ کس تویش عاشق هیچکس نمی شود! و این برای  اعصاب من و گذراندن زمان خوب است فکر کنم! فعلا که نصفِ یک قسمتش را دیده ام... طاقت فیلم های دیگر را ندارم! و ساعت هم که همینطور با زبان خوش خودش با پای خودش نمی گذرد! روزها 135 ساعت اند! غلط کرده هر که گفته 24 ساعت اند! من حتی پریشب وسط نمایش "سقراط" گریه ام گرفته بود که چرا سقراط را محکوم به اعدام کردند! تازه جالب تر اینکه زبان نمایش هم طنز بود! و اصلا محکومیت سقراط در یونان باستان و سیاست و اینجور فضاها (آنهم به زبان طنز) کجایش گریه دار است!؟ یا کجایش به شرایط من ربط دارد!؟ اعصابم متزلزل شده است! اعصابم متزلزل شده است و این را خودم خوب می فهمم... اعصاب من هم به تنها کسی که ظاهرا ربطی ندارد تویی! مثلا اعصاب دختر بقال سر کوچه تان اگر متزلزل شده باشد به تو ربطی دارد مگر که حالا مال من به تو ربطی داشته باشد!؟ می دانم به شما مربوط نمی شود اما محض اطلاعات عمومی تان عرض می کنم که دور تا دورم برهوت است، همه چیز در دنیا غیب شده است و جا به جا شده است و هیچ چیز سر جایش نیست و هیچ چیز به هیچ چیز بند نیست! در سرم سنگ روی سنگ بند نیست، خواب هایم همه اش به هوشیاری می گذرد! مادرم می گوید: قبلا به هم که می ریختی راه فرارت خواب بود! راست می گوید، ناراحت که می شدم، دعوایم که می شد، داد  بیدادهایم را می کردم و بالافاصله هر کجای عالم که بودم سرم را می گذاشتم و می خوابیدم و اتفاقا خوابم هم می برد فی الفور! به سرم یاد داده بودم فقط بخوابد! فقط بخوابد تا فکر نکند! حالا ها تمام ساعت هایی که خوابم را هم دارم فکر می کنم! از خواب می پرم و می گویم: بی انصافی ست خدا، نمی کشِد این سلول های سرم، بگذار بخوابم، تو را به سر آبا و اجدادت بگذار بخوابم، سر به سرم نگذار!... خوب می شوم!؟ باشد، متشکرم برای این پیشگویی! چطور است تو را به جهان معرفی کنیم و حلول روح نوسترآداموس در تن تو را جشن بگیریم و به اطلاع BBC برسانیم؟ به هر حال این پیشگویی ِ بزرگی ست که می دانی من خوب می شوم! و من از بابتِ دانستن این موضوع که می دانم بالاخره خوب می شوم در پوستِ خود نمی گنجم! اصلا می ترسم از فرط خوشحالی و فرخندگی خوابم نبرد! تو دلیلی که برای نبودنت رو کرده ای را فردای رفتنت پیدا کرده ای!! و این می تواند به عنوان هشتمین عجایب جهان ثبت شود! تو هم نوسترآداموسی و هم خالق هشمین عجایب جهان... و من به پاس اینهمه خارق العادگی!!!!، می خواهم آن طرحی که دوستش داشتی را تنهایی برایت نقاشی کنم! همین روزها دست به رنگ می شوم و تا برگشته باشی از دریا تمام می شود و به تو ثابت می کنم اگر حواسم را پرت نکنی نقاش بدی نیستم؛ هرچند که آرزو می کنم بدترین نقاش تاریخ باشم اما تو حواسم را پرت کنی و من آن شیطنت ها و خنده ها را به جهانی ندهم!!

   + مهدیه لطیفی ; ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۸ دی ۱۳٩٢