نوستالژی های سال ها بعد!...

تو یه کشور دیگه هم زندگی نمی کنیم که...

تو یه کشور دیگه هم زندگی نمی کنیم که شبی که با دوست پسرمون به هم زدیم بریم بشینیم توی یه بار... و صبح یه جایی بیدار شیم که ندونیم اینجا کجاست و شوکه بشیم و ملافه های تخت رو هول هولکی بپیچیم دور خودمون و کفشامونو بگیریم دستمون و همینطور که داریم پاورچین دنبال در خروجی می گردیم یکی از در حموم بیاد بیرون بگه: های!

   + مهدیه لطیفی ; ٩:٤٢ ‎ب.ظ ; شنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩٢