نوستالژی های سال ها بعد... (برف روی خط استوا)

دنیا

فقر
دوندگی
گرونی
گرسنگی
بیکاری
بیماری
درد
بیمارستان
تیمارستان
معلولیت
قرص اعصاب
قرص خواب آور
تصادف
سرطان
زلزله
سیل
جنگ
سیاست
بمب اتم
تبعیض نژادی
قرون وسطی
برده داری
مذهب
خرافات
ترس
تنهایی
نا رفیقی
نوستالژی های کشنده
شکست عشقی
ضربه ی روحی
نفهمیده شدن
دیدن مرگ خانواده و نزدیکان
دلتنگی
دلگیری
دلسردی
دروغ
دزدی
دورویی
روزمرگی
غروب های تکراری
آدم های روانی
عقده
کینه
انتقام
شک
ازدواج های ناموفق
حاملگی های ناخواسته
سقط جنین توی زیرزمین های نم کشیده
اعتیاد
اعدام
زندان
خیانت
خون
شکنجه
تجاوز
کودک آزاری
دادگاه های بی عدلی
پیری
خانه ی سالمندان
مرگ
افسردگی
خودکشی
خودفروشی
آدم کشی
آدم فروشی
جهان سوم
...
اما قشنگه لابد!
همه میگن قشنگه، ما هم میگیم قشنگه!!
دنیا رو میگم!

   + مهدیه لطیفی ; ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ ; جمعه ٧ تیر ۱۳٩٢