نوستالژی های سال ها بعد!...

هیچ نیازی به همفکری نیست!

من در کشوری زندگی می کنم که برای داشتن آغوشی مردانه هیچ راه حلی در کار نیست به جز بینی و گونه هایی عملی، و لب هایی پروتزی، و بی سوادی و بی سلیقگی و بی فکری محض، و سیاست به میزان فراوان، و لوندی و عشوه و صدایی هرچه لوس تر بهتر، و مریم مقدس نمایی حتی به قیمت دروغ هایی که پدر ژپتو هم باورشان نمی کند اما مردها چرا، چون دوست دارند که باورشان کنند!... من در کشوری زندگی می کنم که شما باید تمام افق نگاهتان دانستن آدرس پاساژها و آرایشگاه ها باشد،... اینجا خراب شده ای ست که به لطفِ ده ها سال عقده روی عقده، و صدها سال جوشیدن مذهب و دولت و فرهنگ در یک دیگ، خیابان هایش، فروشگاه هایش، بانک هایش، دندانپزشکی، بقالی، پارک هایش، چیزی بیشتر شبیه به دیسکوهای کشورهای عربی ست!... اینجا برای اینکه در آغوش کسی باشید، هیچ نیازی به همفکری نیست، اصلا مگر کسی فکر هم می کند!؟ کافی ست زیبا باشید

   + مهدیه لطیفی ; ۳:٢٦ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٩ فروردین ۱۳٩٢