نوستالژی های سال ها بعد!...

آدم ها غریبه اند و آنان که غریبه های ما را می دزدند به غریزه دچار!

همه غریبه اند. اینکه کسی به شما نزدیک است، توهم محض است! اینکه از کسی انتظار داشته باشید که با غریبه های دیگر فرقی داشته باشد، توهم محض است! هر که نزدیک تر می شود تنها جرمش را بالاتر و بالاتر می برد! فیلم "داگویل" را دیده اید!؟ عوضی ترین در شهر، همانی ست که نزدیک تر می شود!... رهگذری اگر مرا نفهمد دلم نمی گیرد اما "تو" اگر مرا نفهمی دلم می گیرد!، بی آنکه بدانم به خدا تو چیزی بیش از آن رهگذر از من نمی دانی!!... یا مثلا اکثر زنان عالم همین که با کسی ازدواج می کنند تمام دلشان را می ریزند روی دایره و خیال می کنند وحی مُنزل است که این مرد، دیگر محرمشان است... و دیر یا زود می فهمند که از آن حرف ها به ضرر خودشان دانه دانه دارد استفاده می شود، تازه آن هم با یک برداشت های هشل هفتی که به وقتِ گفتنشان اصلا هم مدّ نظرشان نبوده!... آدم ها غریبه اند و آنان که غریبه های ما را می دزدند تنها به غریزه دچارند! غریزه که تنها به سکس و گرسنگی و تشنگی و اینها نیست، غریزه گاهی می طلبد زنی مردِ شما را به چنگ آورد! غریزه ی طبیعت است این کابوس ها...، بیخیال ِ وجدان و اخلاقیات، که بدبختانه وجدان و اخلاقیات نسبی اند و توجیه پذیر؛ و با این توجیهات می شود همه را بخشید و بر تخت خزید و تکیه بر دیوار زد و عروسکِ خرسی بزرگی را به بغل فشرد!

   + مهدیه لطیفی ; ٢:٢٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٧ فروردین ۱۳٩٢