نوستالژی های سال ها بعد... (برف روی خط استوا)

آدم ها باید حتما به هم ربط داشته باشند

آدم ها باید حتما یک ربطی به هم داشته باشند و آدم هایی که هیچ ربطی به هم ندارند نباید به دنبال ربط های خیالی و خودساخته شان به همدیگر بگردند و خودشان را خر کنند! و آدم هایی که هیچ ربطی به هم ندارند خب ندارند دیگر، زور که نیست! و آدم هایی که ربط های زیادی به هم دارند نباید همینطور دستی دستی سر هِله پوچ از هم بگذرند و بیخودی به جای به دست آوردن همدیگر بنشینند ترانه گوش کنند و زانوی غم بغل بگیرند و از این مازوخیسم پنهان و احمقانه ی زیر ِ پوست ِ بشریت لذت ببرند!!... چون شما بالاخره یک روزی از جذابیت های اولیه خواهید رد شد و آن وقت شما می مانید و این ربط ها و این بی ربطی ها! پس اگر کسی را که ربط های زیادی به شما دارد پیدا کردید آدم باشید و با هم بمانید و اگر پیدا نکردید به زور هی به خودتان نگویید که کاچی به ز هیچی ست! بله کاچی خیلی هم به ز هیچی ست اما نه همه جا! اینجا هیچ هم کاچی به ز هیچی نیست! و راستی برندارید توهم بزنید برای خودتان که آخ آخ من به فلانی ای که حالی اش نمی شود و دوستم ندارد چقدر ربط ها دارم و چقدر حیف ها...! خیر عزیزم، خیر، اگر ربط داشتی آن آدم هم می فهمید! ابرهای بالای سرتان را فوت کنید. ربط داشتن یک چیز کاملا دو طرفه است! آدم ها باید حتما یک ربطی به هم داشته باشند، از طبقه ی اجتماعی و مالی گرفته تا تفکرات و سلیقه و اعتقادات و ظاهر و غیره! اگر هم پیدا نشد که هیچ؛ بروید از سر راه هم کنار، و بگذارید باد بیاید!، که شاید باد با خودش چیزهای بهتری بیاورد... البته فقط "شاااااید"!

   + مهدیه لطیفی ; ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩٢