نوستالژی های سال ها بعد!...

لعنت به ضمیر ناخودآگاه!

یا باید زندگی خانوادگی رو فراموش کنی و بچسبی به علاقه هات و آخرش از یه سنی به بعد کم بیاری و ببینی همه رفتن و تک و تنهایی و بگی اشتباه کردم!،... یا باید همه ی علاقه هاتو فراموش کنی و بچسبی به یه زندگی خانوادگی بی نمک و معمولی و باز از یه سنی به بعد بگی دیر شد هیچ غلطی نکردم، اشتباه کردم!... کم پیش میاد، خیلی کم، که یکی رو پیدا کنی که از دیدن شور و شوقت برای رسیدن به علاقه هات توی ضمیر ناخودآگاهش دیوونه نشه!!

   + مهدیه لطیفی ; ٦:٤٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٢ آذر ۱۳٩۱