نوستالژی های سال ها بعد!...

من در تو، تو در من

تنها خوابیده ای بر تخت دو نفره ی طبقه ی دهم هتلی، تنها نشسته ام بر صندلی ِ روشن شده با نور چراغ مطالعه ای بر گوشه ی میزی، و خواب مرا می بینی که تنها نشسته ام بر صندلی ِ روشن شده با نور چراغ مطالعه ای بر گوشه ی میزی، و تو را می نویسم که تنها خوابیده ای بر تخت دو نفره ی طبقه ی دهم هتلی! من در خواب تو تکثیر می شوم، تو در نوشته های من، بر میز من، ادامه می یابی... و تمامی ندارد این قصه؛ من به خاطر می آورم تمام زنان و مردانی که نوشته اند بارها کسی در خواب را، و تمام زنان و مردانی که دیده اند بارها کسی را در خواب! تمام آن زن ها منم، تمام آن مرد ها تو!

 

 

پ.ن: فیسبوک نوشت ها!

   + مهدیه لطیفی ; ۳:۱٤ ‎ق.ظ ; شنبه ٩ اردیبهشت ۱۳٩۱