من حجم انبوهی از اندوه های فراموش شده ی تو ام

نوشتنم می آمد پریشب، کم هم نه که زیاد! ننوشتم؛ پرید! نوشتنم نمی آید الان؛ و نمی دانم این اندوهِ بزرگی ست یا نه!؟ نمی دانم اصلا اندوه چیست!؟ یا وقتی اندوهناک می شویم، این اندوه از کجا می آید؟ به کجا می رود؟ کجای تنمان می نشیند که دلمان هیچ چیز نمی خواهد دیگر؟! خلاصه که با وجودِ این همه ندانستنی و بی هیچ تعریفِ تعریف شده ای، "من حجم انبوهی از اندوه های فراموش شده ی تو ام"!؛ نوشتنم هم نمی آید! پریشب می آمد، ننوشتم؛ پرید!

   + مهدیه لطیفی؛ چهارشنبه ٢۱ دی ۱۳٩٠