نوستالژی های سال ها بعد!...

آونگ

آونگ می شویم گاهی، بین احساس از دست رفته ای که می تواند با یک موسیقی یا هر چیزی به همان شدت برگردد و احساس به دست نیامده ی ناشناسی که دقیقا نمی دانیم چیست! و اینطور وقت ها محال است بتوانیم تشخیص بدهیم خوبیم یا بد!

 

 

 

پ.ن١: دلم یه قرار همیشگی و هفتگی یا ماهیانه می خواد، تو یه کافه ی مشخص و یه روز و یه ساعت مشخص، با یه آدمی که ندونم کیه و شماره ش چنده و اسمش چیه!

پ.ن٢: حالم خوب نیست؛ دلم معلق مونده تو یه وضعیت ثابت اما متزلزل! الان مثلا فهمیدین چی گفتم؟!

پ.ن٢: شخصا متنفرم از تمام عزیزانی که راهنما نزده می پیچند.

   + مهدیه لطیفی ; ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٠ آذر ۱۳۸٩