نوستالژی های سال ها بعد... (برف روی خط استوا)

انواع عاشقانه ی خفه شو

هستند عزیزانی که به محض اینکه می خواین سر کوچکترین چیزی ازشون گله کنین و خودشون خوب می دونن که حق با شماست، می پرن وسط حرفاتون و میگن: عزیزم، عشقم، قربونت برم، چرا آخه با من اینجوری می کنی؟ من که این همه دوستت دارم... دلم می گیره به خدا اینجوری نگو... .

و هستند دوستانی که تو شرایط مذکور میگن: آره اصلا همه چی تقصیر منه. باشه! تو ام با ما اینجوری کن، عب نداره، دنیا زده، همه زدن، تو ام بزن. اصلا تقصیر من خره که انقدر تو رو دوستت دارم. من اگه بمیرم یعنی تو راحت میشی واقعا؟! ایشاا... من بمیرم راحت شی!

و هستند کسانی که این حربه رو دست می گیرن که: ول کن اینارو، بوس من کو؟ اِ...! نه وایستا یه دیقه ببینم، بوس من کو؟ باشه، خب باشه، ولی اینا چه ربطی به هم داره؟ یالا یه بوس بده ببینم، اِ... اینجوریاست دیگه؟ ببین سر به سر من نزار، اذیتم کنی میام می خورمتا...!

 

 

پ.ن: خدایا جدا هدفت از خلق این دسته از مخلوقات چی بوده دقیقا!؟

   + مهدیه لطیفی ; ٩:٢٢ ‎ب.ظ ; شنبه ۳٠ امرداد ۱۳۸٩