نوستالژی های سال ها بعد!...

بدون عنوان

قرار نبود اینجوری بشه. نمی تونم بنویسم، هیچی نمی تونم بنویسم، نمی دونم دارم چه غلطی می کنم، واقعا نمی دونم دارم چه غلطی می کنم، یکی نیست بدونه من دارم چه غلطی می کنم؟ چه م شده؟ چرا راه افتادم تو دنیا و دارم دست می زارم رو تک تک آدمایی که نباید دوستشون داشته باشم و دوستشون دارم؟

 

 

پ.ن: نزدیک و هم پرسه
        من
        تو
        خدا
        هر سه
        کی فکرشو می کرد؟

   + مهدیه لطیفی ; ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۳٠ تیر ۱۳۸٩