نوستالژی های سال ها بعد!...

آرامش خاکستری - سبز

باور کنید دنیا از پشت عینک های دودی و شیشه های دودی به طرز قابل توجهی دوست داشتنی تر است، من عاشق گرگ و میشم! باور کنید دنیا، وقتی دست های کسی را از دست می دهید، یک شبه عوض می شود برای همیشه! و جالب است، که خدا، که افتخارش خلق این همه محال و مهیج از جمله جن و پری و انسان و حیوان و آدم فضایی ست از ریز تا درشت، و برای تمام دردها غیر از مرگ شده یک تکه برگ یک جایی کار بگذارد گذاشته، چاره ای ناندیشیده، یا نتوانسته بیاندیشد، که در قبال از دست دادن دست های کسی، چه خاکی به سرمان بریزیم! چون من مطمئنم اگر چیزی جایی کار گذاشته بود تا حالا صد هزار بار کشف شده بود! باور کنید سخت است از دست دادن دست های کسی! راستی کاشکی پلیس نمی گرفتمان و می شد تمام شیشه ها را دودی کنیم؛ من هنوز مثل ٧ سالگی ام بزرگ ترین آرزویم این است که زل بزنم به آرامش خاکستری - سبز نیم رخ ات و تا صبح توی اتوبان ها بیخودی رانندگی کنی تو؛ یعنی واقعا بیخودی، صبح هم برگردیم خانه!

 

 

پ.ن ١: تکون نخور! یه لحظه ی دیگه توی رفتن بمون!

پ.ن ٢: بعضی وقت ها در اثر میوه نخوردنه، بعضی وقت ها در اثر غصه خوردن!

   + مهدیه لطیفی ; ٩:٤۸ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٧ بهمن ۱۳۸۸