نوستالژی های سال ها بعد... (برف روی خط استوا)

بزرگ شوم با نشوم؟

بزرگ نشوم و از مردی که کودکی ام را باور نمی کند بمیرم؟ یا بزرگ شوم و از تضاد خودم با خودم بمیرم؟ یا بین دو حالت بایستم مردد مثل تمام این شب هایی که گذشت و بمیرم؟ اگر نبودی، یعنی اگر از اول اول نبودی، معما این گونه حل می شد که مثل بچه ی آدم بزرگ می شدم و هیچ هم از هیچ چیز نمی مردم! درست مثل... مثل دور و بری های آپدیت شده ات یا... آهان؛ چرا راه دور برویم؟ مثل همین خودت!

   + مهدیه لطیفی ; ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٩ دی ۱۳۸۸