نوستالژی های سال ها بعد!...

من خوبم اما نصفه شبه

بنیامین میگه: می بینی گریه کردم خواب دیدم یه روزی من تو رو از دست میدم، نگو این خواب من تنها یه خوابه... نه من که نمی گم تنها یه خوابه! عین واقعیته! چون ماها اصلا علاقه ای به دونستن قدر کسایی که دوسشون داریم نداریم! ترجیح میدیم خودخواه باشیم و پشیمون نشیم و انقدر خودخواه بمونیم تا پشیمون بشیم و بازم خودخواه تر بشیم و باورمون نشه پشیمون شدیم که یه وقت مجبور نشیم یه آدم تاریخ مصرف گذشته رو دوباره دوست داشته باشیم و خودخواهی مون خدشه دار بشه! ماها علاقه ی شدیدی به از دست دادن کسایی که دوسشون داریم داریم ! شایدم نه، شایدم علاقه مون به دوست داشتن آدمای جدیدتر و دم دست تره! نمی دونم بیخیال، من خوبم، من خوبم اما خب نصفه شبه، می دونید که چی میگم!؟ شما اسمشو بذار دلتنگی، من اسمشو می ذارم حماقت  

   + مهدیه لطیفی ; ٢:٤۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳۸۸