نوستالژی های سال ها بعد... (برف روی خط استوا)

در دستِ هیچ فرشته ی موطلایی ای چوبی جادویی نیست!

خیال نکنید یک روز زنگ در به صدا می زند و شما می پرسید کیه؟ و صدای پشت اف اف می گوید: عشق هستم! ما باید شعبده باز شویم، ما باید خودمان خرگوش از کلاه، عشق از خنجر بیافرینیم!! ما باید هزار بار اشتباه کنیم! در دستِ تمام هم نسلانِ ما خنجری ست که بسیاری خودشان هم از وجودش بی خبر اند! مهربان باشید، خودتان باشید، صبور باشید، قدرتمند یاشید، ما باید خودمان عشق از خنجر بیافرینیم! در دستِ هیچ فرشته ی موطلایی ای چوبی جادویی نیست که بر خنجرها ضربه بزند و دیلینگ صدا بدهد و تبدیل به عشق شود!!... ما باید خودمان فرشته شویم!

   + مهدیه لطیفی ; ۱:۱٤ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩٤